61 مدخل
courter, proposer, suitor
beau
seek
addresses, court, courtship, proposal
court, propose, woo
خواستگاری کردن، پیشنهاد کردن، طرح کردن
خواستگاری
دوستداران، خواستگار، مدعی، عرضحال دهنده
برادران، خواستگار، نوداماد