hypnotizingدیکشنری انگلیسی به فارسیهیپنوتیزم، خواب هیپنوتیزم کردن، بطور مصنوعی خواب کردن، مسحور ومفتون کردن
hypnotizeدیکشنری انگلیسی به فارسیهیپنوتیزم، خواب هیپنوتیزم کردن، بطور مصنوعی خواب کردن، مسحور ومفتون کردن
Wakeدیکشنری انگلیسی به فارسیاز خواب بیدار، بیداری، احیاء، شب زنده داری، شب نشینی، رد پا، دنباله کشتی، از خواب بیدار کردن، شب زندهداری کردن