خصوصیتدیکشنری فارسی به انگلیسیattribute, character, characteristic, diagnostic, earmark, particularity, personality, property, trait
whereinدیکشنری انگلیسی به فارسیکه در آن، در جایی که، که در ان، در چه خصوصیتی، در چه زمینه، در چه، در اثنای اینکه، در موردیکه
strainsدیکشنری انگلیسی به فارسیفشارها، نژاد، زور، کشش، تقلا، کوشش، کشیدگی عضله، صفت موروثی، خصوصیت نژادی، درد سخت، اسیب، اصل، خوی، خیل، در رفتگی یا ضرب عضو یا استخوان، زور زدن، مشمئز شدن، خست