lossدیکشنری انگلیسی به فارسیاز دست دادن، خسارت، ضرر، زیان، فقدان، اتلاف، عدم، باخت، مرگ، خسران، گمراهی، خدشه، خسار، ضلالت
recompensesدیکشنری انگلیسی به فارسیبازپرداخت، جبران، خسارت، غرامت، عوض، رفع خسارت، غرامت پرداختن، عوض دادن
recompenseدیکشنری انگلیسی به فارسیپاداش، جبران، خسارت، غرامت، عوض، رفع خسارت، غرامت پرداختن، عوض دادن