26 فرهنگ
266 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی مشابه
خراب شدن (زن)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
fall
خراب شدن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
cave, deteriorate, fail, freeze, rot, waste
خراب شدن (عامیانه)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
bust
خراب شدن تدریجی
دیکشنری فارسی به انگلیسی
decay
خراب شدن سر کسی
دیکشنری فارسی به انگلیسی
descent
بیشتر
۴۳ واژه مشابه
جستوجوی متن
spur blight
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خراب شدن
errite
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خراب شدن
suffrain
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خراب شدن
crumbing
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خراب شدن
undrape
دیکشنری انگلیسی به فارسی
خراب شدن
بیشتر
۲۱۳ واژه در متن