خطادیکشنری فارسی به انگلیسیfaux pas, error, false, fault, inaccuracy, inaccurate, inadvertence, lapse, mistake, slip, stumble, wild
envoysدیکشنری انگلیسی به فارسیسفیران، نماینده، فرستاده، مامور، ایلچی، مامور سیاسی، سخن اخر، شعر ختامی
heliotropeدیکشنری انگلیسی به فارسیهلیوتروپ، گل افتاب گردان، گل افتاب پرست، ارغوانی روشن، یشم ختایی، سرخ ژاسب، افتاب گرای
heliotropesدیکشنری انگلیسی به فارسیهلیوتروپها، گل افتاب گردان، گل افتاب پرست، ارغوانی روشن، یشم ختایی، سرخ ژاسب