265 مدخل
agri-, dirt, dust, earth, ground, soil
chauvinism
sawdust
cultivate
mound
در میان، در خاک نهادن، مدفون ساختن، در قبر نهادن، زیر خاک پوشاندن
دخالت، در خاک نهادن، مدفون ساختن، در قبر نهادن، زیر خاک پوشاندن
مقبره ها، مقبره، قبر، مزار، گور، ارامگاه، خاک، در گرو قرار دادن
آرامگاه، مقبره، قبر، مزار، گور، ارامگاه، خاک، در گرو قرار دادن
تاملی، مقبره، تپه، پشته خاک روی قبر