6 مدخل
chancellor, chief, chieftain, landlord
خانهنشینی
بی اعتنایی، واچر خاندن، از قرقره باز کردن، باز گفتن، تعریف کردن
بی رحم، واچر خاندن، از قرقره باز کردن، باز گفتن، تعریف کردن
unreled، واچر خاندن، از قرقره باز کردن، باز گفتن، تعریف کردن
انعطاف پذیری، واچر خاندن، از قرقره باز کردن، باز گفتن، تعریف کردن