خارجیدیکشنری فارسی به انگلیسیalien, exotic, exterior, external, extraneous, foreign, out, out-, outer, outside, outsider, overseas, peripheral, strange, stranger, wog
crawfishدیکشنری انگلیسی به فارسیخرچنگ، خرچنگ خاردار، خرچنگ اب شیرین، به پشت حرکت کردن، از موضعی عقب نشینیکردن