33 مدخل
gouger
abrasion
cut
carve, engrave, incise
grave
superscribe
حک شده، سکه زدن، اختراع کردن، جعل کردن، ضرب کردن
حک کردن
حک شده در سنگ
پاک کردن، حک، محو، جای پاک شدگی، تراشیدگی
superscribe، روی چیزی حک کردن یا نوشتن، روی صفحه ای گراور کردن