21 مدخل
arch _, governor, master, prince, ruler
satrap
autocrat, dictator
queen
empire, government, governorship
govern
حکمران
سلطنت کرد، سلطنت یا حکمرانی کردن، حکمفرما بودن
حاکم، سلطنت یا حکمرانی کردن، حکمفرما بودن
فرماندار، حاکم، حکمران، پروانه، سایس، طرفدار
خط كش، خط کش، حکمران، فرمانروا، خط، رئیس، فرمانفرما، سر کرده، سایس