19 مدخل
immanence
reincarnation
incarnate
reincarnate
immanent
تجدید حیات، حلول کردن، تجلی کردن، تجسم یا زندگی تازه دادن
اسموز، خاصیت نفوذ و حلول، راند، نفوذ یک حل کننده ازیک پرده