33 مدخل
dig, excavate, grub, sink
drill
tunnel
dig, excavation
digger
حفر کردن، حفاری، حفر، کاوش، کنایه، کندن، کاوش کردن، فرو کردن
دلتنگ، سوراخ کردن، حفر کردن، کاوش کردن
خفه شدم، سوراخ کردن، حفر کردن، کاوش کردن
گرسنگی، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن
گریختن، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن