30 مدخل
avariciously, gluttonously, omnivorously, ravenously, voraciously
engorge, wolf
درگیر شدن، حریصانه قورت دادن، بلعیدن، فرا گرفتن، زیاد پر کردن
گرگ، حریصانه خوردن، بوحشت انداختن
خالی از سکنه، حریصانه چیزی خوردن، با حرص و ولع خوردن
تسبیح، حریصانه، بصورت مضرس