حالدیکشنری فارسی به انگلیسیanymore, circumstances, condition, expression, now, present, presently, shape, spirit, way, yet
studyingدیکشنری انگلیسی به فارسیدر حال مطالعه، درس خواندن، مطالعه کردن، خواندن، بررسی کردن، تحصیل کردن، فرا گرفتن، اموختن