26 فرهنگ
20 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی مشابه
جیرونگ (صدای لولای دری که روغن نخورده)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
creak
جیرونگ کردن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
creak
جیرو کردن چک
دیکشنری فارسی به انگلیسی
countersign
جیرینگ (صدای اصابت گلوله)
دیکشنری فارسی به انگلیسی
ping
جیرینگ جرینگ کردن
دیکشنری فارسی به انگلیسی
tinkle
بیشتر
۴ واژه مشابه
جستوجوی متن
gipped
دیکشنری انگلیسی به فارسی
جیرینگ شده
gyrene
دیکشنری انگلیسی به فارسی
جیرن، دریایی، تفنگدار دریایی
girling
دیکشنری انگلیسی به فارسی
جیرینگ
giro
دیکشنری انگلیسی به فارسی
جیرو
girons
دیکشنری انگلیسی به فارسی
جیران
بیشتر
۶ واژه در متن