208 مدخل
decoct
simmer
boil, ebullition, mastication, pustule, rash, stigma, weld, wheal
zit
boil, bubble
جوش زدن، بجوش و خروش آمدن، نیم جوش کردن، بجوش آمدن، اهسته جوشیدن
بجوشد، جوش، بجوش و خروش آمدن، نیم جوش کردن، بجوش آمدن، اهسته جوشیدن
دم کرده، بجوش و خروش آمدن، نیم جوش کردن، بجوش آمدن، اهسته جوشیدن
فوران کردن، جوش دراوردن، جوانه زدن، در امدن، در اوردن، منفجر شدن
جوش داده شده، جوش دادن، جوشکاری کردن، پیوستن