sockدیکشنری انگلیسی به فارسیجوراب، جوراب ساقه کوتاه، کفش راحتی بی پاشنه، ضربه، درست، جوراب کوتاه، ضرب، جوراب پوشیدن، ضربت زدن، مشت زدنیکراست
galligaskinsدیکشنری انگلیسی به فارسیگلیگاسکینز، زنگار، ساق پوش، شلوار کوتاه، شورت، نوعی جوراب یا پاپوش قرون 16 و 17