licencesدیکشنری انگلیسی به فارسیمجوزها، پروانه، جواز، اجازه، جواز شغل، اجازه رفتن دادن، پروانه دادن، مرخص کردن
permitدیکشنری انگلیسی به فارسیمجوز، اجازه، جواز، پروانه، اجازه دادن، مجاز کردن، روا کردن، ندیده گرفتن، ترخیص کردن