253 مدخل
concrete, tangible
embody
abstract, unsubstantial
locate
location, situation
به شدت، بطور تنه دار، بطور جسیم و پرجثه
بدنی، دارای بدن، جسیم
bulkiest، بزرگ، ضخیم، جسیم
جامد، فربه، تنومند، گوشتالو، جسیم
حجم زیاد، حجیم، بزرگ، فراوان، انبوه، مفصل، جسیم