96 مدخل
find, leap, search, spring
escape
emulate
jet
obtrude
پیشی جستن
پریدن، جستن، جهش ناگهانی کردن، خیز زدن، وفق دادن، پراندن، جهاندن
غافلگیر کننده، سبقت جستن، در حدس و گمان برتری داشتن بر
بالا رفته، جستن، مختل کردن، لی لی کردن
بهتر از، سبقت جستن