harrowedدیکشنری انگلیسی به فارسیمزرعه، جریحه دار کردن، ازردن، زخم کردن، غارت کردن، اشفته کردن، با چنگک زمین را صاف کردن
harrowingدیکشنری انگلیسی به فارسیمزاحم، جریحه دار کردن، ازردن، زخم کردن، غارت کردن، اشفته کردن، با چنگک زمین را صاف کردن
harrowsدیکشنری انگلیسی به فارسیهاروها، خاک کش، کلوخ شکن، چنگک زمین صاف کن و ریشه جمع کن، جریحه دار کردن، ازردن، زخم کردن، غارت کردن، اشفته کردن، با چنگک زمین را صاف کردن