21 مدخل
mayhem
male
modify
arrange, modify
modification
assault and battery, battery, mayhem
ضرب وشتم، جرح
مامان، ضرب و جرح، نقص عضو، جرح، کسیرا معیوب کردن، صدمه، چلا ق کردن
آسیب دیده، دچار روان زخم کردن، با ضرب و جرح مشروب ساختن
سازگار، مناسب، قابل جرح و تعدیل، قابل توافق، وفقپذیر، سازوار
باتری، باطری، ضرب و جرح، اتشبار، صدای طبل، حمله با توپخانه، انباره