62 مدخل
disengage, divorce, part, rupture, separate, sever
split
secede
straggle, secede
جدا کردن، بی قبیله کردن، از قبیله خود جدا شدن
جدا شده، جدا کردن، جدا شدن، تقسیم کردن، تفکیک کردن، تفکیک شدن
جدا شدن، قابلیت جدا شدن، قابلیت سوا شدن، قابلیت تقسیم
جدا شدن، فراق، سرحد موی سر