jabدیکشنری انگلیسی به فارسیجب، ضربت با چیز تیز، ضربت با مشت، مشت، ضربت زدن، خنجر زدن، سک زدن، سیخ زدن، سوراخ کردن، ضربت ناگهانی زدن
compensatingدیکشنری انگلیسی به فارسیجبران کردن، غرامت دادن، پاداش دادن، تاوان دادن، عوض دادن، تلافی کردن