443 مدخل
blank, gap, space, vacancy
opening
hiatus
pit, pock, pockmark
armhole
جای خالی کردن
جای خالی، پر کردن، تنگ هم چیدن، خوب جا دادن، انباشتن، باز داشتن
جای خالی
جای خالی، خلاء، محل خالی، جا، پست بلاتصدی، محل، خالی بودن