31 مدخل
pander, pimp
procurement
fancy man, pander, pimp, procurer
ponce
procuress
libidinous
تهیه کردن، خریدن، بدست اوردن، تحصیل کردن، جاکشی کردن، خرید کردن
پینه پا، جاکشی کردن
سرگردان، جاکشی کردن
پیمپس، دلال محبت، جاکش، جاکشی کردن
تهیه شده، خریدن، بدست اوردن، تحصیل کردن، جاکشی کردن، خرید کردن