15 مدخل
sever
dismast
separable
تفکیک شده، جداکردن، تجزیه کردن، اندامهای کسی را بریدن
dismembers، جداکردن، تجزیه کردن، اندامهای کسی را بریدن
کثیف، جداکردن از طبقه
از بین بردن، جداکردن از طبقه
لوکس، جابجاکردن، در رفتن مفاصل یا استخوانها