defiladeدیکشنری انگلیسی به فارسیفریبنده، جان پناه، استحکامات تدافعی، پناه یافتن، در جان پناه و موضع گرفتن
defiladesدیکشنری انگلیسی به فارسیdefilades، جان پناه، استحکامات تدافعی، پناه یافتن، در جان پناه و موضع گرفتن
supersubstantialدیکشنری انگلیسی به فارسیفوقالعاده، روحی، مافوق وجود یا جوهر مادی، مربوط به روح و جان یا اراده