bureausدیکشنری انگلیسی به فارسیدفاتر، دفتر، اداره، دایره، دیوان، دفترخانه، گنجه جالباسی، میز کشودار یا خانه دار
portmanteauدیکشنری انگلیسی به فارسیportmanteau، جامه دان، خورجین، جا رختی، چمدان، جالباسی، واژه مرکب از دو واژه
bureauدیکشنری انگلیسی به فارسیدفتر، اداره، دایره، دیوان، دفترخانه، گنجه جالباسی، میز کشودار یا خانه دار
portmanteausدیکشنری انگلیسی به فارسیپورتمنایتاوس، جامه دان، خورجین، جا رختی، چمدان، جالباسی، واژه مرکب از دو واژه