9 مدخل
velvety
mellow
engaged
aged, ripe
age
engage
رها کردن، افتادن، جاافتادن
ملکه، دلپذیر، جا افتاده، مهربان، نرم، خوش طعم، رسیده
چرت زدن، رسیده، پخته، بالغ، چیدنی، جا افتاده، پر اب