10 مدخل
سریع، از روی عجله
expeditiousness
به سرعت
اکسپدیشن ها، سفر، اردوکشی، سرعت، تسریع، هيئت اعزامی
اعزامی، وابسته به قشون کشی یا هيئت اعزامی
اکسپدیشن، سفر، اردوکشی، سرعت، تسریع، هيئت اعزامی