13 مدخل
نشان می دهد، نشان دادن، بر انگیختن، ابراز داشتن، موجب شدن
evincement
evinces، نشان دادن، بر انگیختن، ابراز داشتن، موجب شدن
آشکار شد، نشان دادن، بر انگیختن، ابراز داشتن، موجب شدن
اصلاح کننده
قابل تحمل، نشان دادنی