69 مدخل
breast, thorax, top
env
محیط زیست، احاطه کردن، دور زدن، محاصره کردن، دور کسی یا چیزی را گرفتن
محیط، اطراف، احاطه، پرگیر، دوروبر
حسادت، غبطه خوردن، حسد بردن به
envenomization
محروم کردن