bounceدیکشنری انگلیسی به فارسیگزاف گویی، پرش، جست، پریدن، گزاف گویی کردن، بالا جستن، پس جستن، بیرون انداختن، مورد توپ و تشر قرار دادن
ball-and-socket jointدیکشنری انگلیسی به فارسیتوپ و سوکت مشترک، مفصل ماشینی که گلوله دارد و درتوی حفرهای قرار میگیرد