tuftدیکشنری انگلیسی به فارسیقاف، ریش بزی، ته ریش، کلاله، دسته، طره، منگوله، ریشه پارچه، طره دار یا پرزدارکردن
settlementsدیکشنری انگلیسی به فارسیشهرک ها، توافق، تصفیه، تسویه، پرداخت، مسکن، ته نشینی، واریز، کلنی، تعدیل، زیست گاه