تنبیهدیکشنری فارسی به انگلیسیamercement, cane, discipline, infliction, penalization, penalty, punishment
keelhaulingدیکشنری انگلیسی به فارسیتعبیر کردن، سخت تنبیه کردن، با طناب در زیر کشتی کشیدن، سخت مواخذه و توبیخ کردن
keelhaulsدیکشنری انگلیسی به فارسیصحبت کردن، سخت تنبیه کردن، با طناب در زیر کشتی کشیدن، سخت مواخذه و توبیخ کردن