170 مدخل
conclude, cost, end, exhaustion, expire, finish
lapse
burnout
exhaustible
تمام شده، جمع کردن، جمع بستن
تمام شدن
تمام شده
تمام شده، متناهی، سپری
تمام شده، بپایان رساندن، انجام دادن، عروسی کردن، بوصال رسیدن