215 مدخل
chase, clampdown, hunt, pursuit
manhunt
wild-goose chase
prosecution
تلقیح
تعقیب کردن
تلقیح، تلقیح کردن، مایه کوبی کردن، اغشتن
تلقیح، تلخ کردن، بدتر کردن، ناگوار کردن