94 مدخل
converge, cross, interfere, meet
meeting
groin
confluence
crash
تجدید نظر کنید، وهله، نوبت، برگشت، تلافی کردن
تجاوز، وهله، نوبت، برگشت، تلافی کردن
commissure، محل تلاقی، بند، درز، سطح اتصال
تقلید، تلاقی، همریزگاه، برخورد، همریختنگاه، اتصال یا تلاقی دو نهر
ملاقات کرد، تلاقی شده