51 مدخل
twist
beam, curl, radiate, spin
glisten
braid
splice
تابش می دهد، تابیدن، پرتو افکندن، شعاع افکندن، متشعشع شدن
coruscates، تابیدن، برق زدن، درخشیدن
بافته شده، بهم تابیدن و بافتن، بافتن
ریشه کن، تابیدن، پرتو افکندن
تابش، تابیدن، پرتو افکندن، شعاع افکندن، متشعشع شدن