80 مدخل
approbation, citation, destiny, fate, foreordination, fortune
quietist
cite
dispensation
تقدیر، ثواب، اهدا نان
تقدیر می کند، ستایش، سر بالایی، خط اتصال، اکولاد
تقدیری است
تقدیر
تقدیر می شود، واگذار کردن، دادن، تصدیق کردن