undertakesدیکشنری انگلیسی به فارسیمتعهد است، بعهده گرفتن، متعهد شدن، عهده دار شدن، تعهد کردن، متقبل شدن، قول دادن، تقبل کردن
subscribedدیکشنری انگلیسی به فارسیمشترک شده است، ابونه شدن، تصویب کردن، تصدیق کردن، صحه گذاردن، تقبل کردن
subscribingدیکشنری انگلیسی به فارسیمشترک شدن، ابونه شدن، تصویب کردن، تصدیق کردن، صحه گذاردن، تقبل کردن