76 مدخل
beat, bump, collision, hit, impact, percussion, plump, smash, smashup
collide, knock, smash
clash
lead, precession, primacy, priority, superiority
antecedence
برخورد، تصادم، تلافی
پرولپسی، تقدیم یا تقدم امری، تمهید یا مقدمه، تخیل، فرض قبلی
سر و صدا، تصادم، کاملا خرد شده، نا بودی
اولویت، تقدم، پیشی، برتری، سبقت، حق تقدم، امتیاز
پیشی گرفتن، تقدم وجود، ازلیت، موجودیت قبلی