266 مدخل
assignment, designation, determination
localize
determinable
decision
placement
تعیین
تعیین کدام
تعیین سطح، کاریابی، گمارش، تهیه کار
تعیین کنید، مقدر کردن، سرنوشت معین کردن، قبلا انتخاب کردن
تعیین کنید، معین کردن، نامزد کردن، گماشتن، تخصیص دادن، برگزیدن