87 مدخل
holiday, recess, vacation
week-end, weekend
half term
busman's holiday
half-holiday
تعطیلی رسمی
فصل تعطیلی
رکود اقتصادی، تنفسی، تعطیلی، وابسته به موقع تنفس، فترتی
تعطیل کردن، تمکین کردن، لطفا پذیرفتن
تعطیل، تماما گوشتی، دارای میوه گوشتی، انگوری، توت مانند، دانه دار