301 مدخل
perspiration, sweat
sweat
injection
infusion
shot
transfusion
juverna
تعریق
تعریق می کند، تسویه کردن
تعریق، عرق کردن، خیس عرق شدن، مشقت کشیدن
تعریق، عرق، عرق بدن، کار سخت، عرق ریزی، خوی
تعریف کردن، مطلع کردن، اگاهی دادن، براورد کردن، تقویم کردن، قیمت کردن