42 مدخل
purgation, sanctification
purge, purify, sanctify
از بین بردن، تطهیر کردن، حذف کردن، تصفیهء اخلاقی کردن
تمیز کردن، تطهیر کردن، حذف کردن، تصفیهء اخلاقی کردن
متقابل، تطهیر کننده
رها کردن، تطهیر کردن، حذف کردن، تصفیهء اخلاقی کردن
خالکوبی، وسیله تطهیر