تصویبدیکشنری فارسی به انگلیسیapprobation, approval, confirmation, enactment, passage, passing, ratification, sanction
تصویب کردندیکشنری فارسی به انگلیسیadopt, affirm, approve, authorize, confirm, enact, pass, ratify, resolve, sanction
canonدیکشنری انگلیسی به فارسیکانن، حکم، قانون شرع، معیار، دره عمیق و باریک، قانون کلی، مجموعه کتب، تصویب نامه
canonsدیکشنری انگلیسی به فارسیکانن ها، حکم، قانون شرع، معیار، دره عمیق و باریک، قانون کلی، مجموعه کتب، تصویب نامه
Actsدیکشنری انگلیسی به فارسیاعمال، عمل، فعل، کنش، کار، سند، کردار، حقیقت، رساله، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، پردهءنمایش، امر مسلم، عمل کردن، رفتار کردن، کنش کردن، کار کردن، جان دادن،