تصویبدیکشنری فارسی به انگلیسیapprobation, approval, confirmation, enactment, passage, passing, ratification, sanction
تصویب کردندیکشنری فارسی به انگلیسیadopt, affirm, approve, authorize, confirm, enact, pass, ratify, resolve, sanction
adoptsدیکشنری انگلیسی به فارسیتصویب می کند، قبول کردن، اتخاذ کردن، اقتباس کردن، تعمید دادن، نام گذاردن، در میان خود پذیرفتن، به فرزندی پذیرفتن، فرا گرفتن